deforcedدیکشنری انگلیسی به فارسیکاهش یافته است، تصرف عدوانی کردن، غصب کردن، تصرف غاصبانه کردن، بزور مالی را از مالک گرفتن
deforcingدیکشنری انگلیسی به فارسیتسریع کننده، تصرف عدوانی کردن، غصب کردن، تصرف غاصبانه کردن، بزور مالی را از مالک گرفتن