5 مدخل
جادوگر، خسته کردن، از کار انداختن
jadding
جوانه زدن، هرزه درایی کردن، پرچانگی کردن
japingly
جیپینگ، دست انداختن شخص، فریب دادن، لطیفه زدن، مسخره کردن، گمراه کردن