211 مدخل
equivocate
delineate, depict, image, picture, portray
imaginable, picturesque
image
evoke
reproduce
روباه، روباه بازی کردن، تزویر کردن، گیج کردن
دریافت نشده، از فریب اگاهانیدن، مبرا از فریب و تزویر کردن
از دست دادن، از فریب اگاهانیدن، مبرا از فریب و تزویر کردن
جعلی است، دست بردن در، باطل ساختن، تحریف کردن، تزویر کردن، ساختن