211 مدخل
rehabilitate, remedy, reshuffle
chart, delineate, describe, trace
stipple
characterize
ترمیم کردن
اصلاح، بهسازی کردن، ترمیم کردن
اصلاحیه، اصلاح کردن، ترمیم کردن، بهتر کردن، بهبودی یافتن
اصلاح، اصلاح کردن، ترمیم کردن، بهتر کردن، بهبودی یافتن