trappingsدیکشنری انگلیسی به فارسیترسیم، تله گذاری، تجملات و تزئینات، بدام انداختن، در تله اندازی، بدام اندازی
traducedدیکشنری انگلیسی به فارسیترسیم شده، بهتان زدن به، افترا زدن به، رسوا کردن، لکه دار کردن، بد نام کردن