49 مدخل
appraisal, estimate, estimation, guess, guesswork, judgment, reckoning
divine, estimate, evaluate, guess, judge
rule of thumb
inestimable
approximate
تخمین ها، تخمین، براورد، عقیده
تخمینی، تخمین زدن، سنجیدن، بر اورد کردن
تخمین زده، تخمین زدن، سنجیدن، بر اورد کردن
تخمین زده می شود، تخمین پذیر، قابل براورد کردن
ترشینیازیس