qualitative analysisدیکشنری انگلیسی به فارسیتحلیل کیفی، تجزیه کیفی، تجزیه جهت تشخیص اجزا متشکله ماده یا مخلوطی، تجزیه چونی
analysisدیکشنری انگلیسی به فارسیتحلیل و بررسی، تحلیل، تجزیه، آزمايش، انالیز، کاوش، جداگری، فرگشایی، استقراء، شی تجزیه شده، مشتق و تابع اولیه، کتاب یا موضوع تجزیه و تحلیل شده