تحریک کردندیکشنری فارسی به انگلیسیagitate, arouse, excite, incite, irritate, pique, provoke, quicken, rouse, spark, spur, stimulate, stir, titillate, wake
stirدیکشنری انگلیسی به فارسیهم بزنید، جنبش، حرکت، فعالیت، بهم زدن، تکان دادن، جم خوردن، به جنبش دراوردن، حرکت دادن، بجوش آوردن، تحریک کردن یا شدن
stirsدیکشنری انگلیسی به فارسیصبر می کند، جنبش، حرکت، فعالیت، بهم زدن، تکان دادن، جم خوردن، به جنبش دراوردن، حرکت دادن، بجوش آوردن، تحریک کردن یا شدن
indoctrinateدیکشنری انگلیسی به فارسیتحریک کردن، اموختن، تلقین کردن، اغشتن، اشباع کردن، تعالیم مذهبی یا حزبی را اموختن به
moveدیکشنری انگلیسی به فارسیحرکت، اقدام، نقل مکان، جنبش، تکان، تغییر مکان، نوبت حرکت یابازی، حرکت دادن، حرکت کردن، جنبیدن، تکان دادن، بجنبش دراوردن، بازی کردن، بحرکت انداختن، وادار کردن، ت
indoctrinatingدیکشنری انگلیسی به فارسیتحریک کننده، اموختن، تلقین کردن، اغشتن، اشباع کردن، تعالیم مذهبی یا حزبی را اموختن به