تردید کردندیکشنری فارسی به انگلیسیbalk, boggle, drench, halt, hesitate, oscillate, pause, pussyfoot, shilly-shally, waver
exacerbatingدیکشنری انگلیسی به فارسیتشدید می شود، بدتر کردن، تشدید کردن، خونکسی را بجوش اوردن، بر انگیختن