تحت تاثیر قرار دادندیکشنری فارسی به انگلیسیaffect, colors, engrave, govern, grab, possess, impress, infect, influence, ize _, overrule, penetrate, prepossess, reach, rule, smite, speak, sway, touch
emotionalizedدیکشنری انگلیسی به فارسیعاطفی، دچار احساسات کردن، احساساتی کردن، تحت تاثیر احساسات قرار گرفتن
emotionalizingدیکشنری انگلیسی به فارسیاحساسی، دچار احساسات کردن، احساساتی کردن، تحت تاثیر احساسات قرار گرفتن
emotionalizeدیکشنری انگلیسی به فارسیاحساسی، دچار احساسات کردن، احساساتی کردن، تحت تاثیر احساسات قرار گرفتن
influencedدیکشنری انگلیسی به فارسیتحت تاثیر قرار گرفت، نفوذ کردن بر، تاثیر کردن بر، وادار کردن، ترغیب کردن، تحت نفوذ خود قرار دادن