148 مدخل
advertisement, canvass, plug, promotion, propaganda, publicity
puff
canvass
promo
self-promotion
تبلیغ کردن، توجه کردن، عطف کردن
تبلیغ کنندگان، مبلغ، مروج
تبلیغ می کند
تبلیغ کننده