divulgedدیکشنری انگلیسی به فارسیتبعید شد، فاش کردن، فاش شدن، علنی ساختن، منتشر شدن، افشاء کردن، بروز دادن، منتشر کردن
displacesدیکشنری انگلیسی به فارسیجابجایی می کند، جابجا کردن، تبعید کردن، جانشین شدن، جای چیزی را عوض کردن