58 مدخل
exile
banishment, Coventry, exile, expatriation, proscription
banish, exile, expatriate, proscribe, relegate
discriminatory, preferential
فراری، فرار، پناهنده، مهاجر، تبعیدی، بی دوام، فانی، زود گذر
تبعیض آمیز، مهاجر، از کشور خود راندن، تبعید کردن، ترک کردن، تبعیدی
تبعید، اخراج، نفی
تبعید، اخراج، نفی بلد، حمل، جلای وطن
تبعید، نفی، جلای وظن، تبعید کردن