67 مدخل
constitution, erection, formation, foundation
royal
constitute, establish, father, found
float
unfounded
تأسیس
تاسیس
تأسیس شد، متکی
تأسیس امنیت ارتباطات
تأسیس شد، بنیاد نهادن، برقرار کردن، تاسیس کردن