11 مدخل
phlegmatic
faint, indolently, languidly, listlessly, nervelessly
تیره شدن، بیحال شدن
سوء تغذیه، از گرما بیحال شدن
لعاب، براق کردن، بینور و بیحالت شدن، لعابی کردن، لعاب دادن، صیقل کردن
swelters، هوای گرم، از گرما بیحال شدن