بی مزهدیکشنری فارسی به انگلیسیbland, flat, flavorless, insipid, namby-pamby, pap, tame, tasteless, trite, vapid, washy
flattenدیکشنری انگلیسی به فارسیصاف کردن، مسطح کردن، پهن کردن، روحیه خود را باختن، بیمزه کردن، نیم نت پایین امدن، بی تنوع کردن، قسمت پهن کردن، تسطیح کردن