53 مدخل
desultory, impertinent, inconsequent, irrelevant
lute
lutist
lutenist
footling
irrelevantly
جدا کردن، بیربط ساختن
محکومیت، جمله بیربط، جملهای که مفهوم صحیحی نداشته باشد
جدا از هم، بیربط ساختن
بی ربط