12 مدخل
astray, bypath, by-path, byway, detour
detour
debauch
aberration, deflection
expletive, vituperation
vituperate
نمایندگی ها، بیراهه روی، دغل بازی، غیر مستقیمی
مستطیل، بیراهه روی، دغل بازی، غیر مستقیمی
hellbent، زیاد خمیده، منحرف شده، به بیراهه کشیده شده، گمراه، منحرف
جهنم خم، زیاد خمیده، منحرف شده، به بیراهه کشیده شده، گمراه، منحرف
بی رحم، بی رد پا، بی اثر، بی نشان، بی جاده، بی ریل، بی راهه