20 مدخل
displaced, homeless, nomad, stateless, vagrant, waif
displace, uproot
displaced person
bag lady
واگبات، ولگردی، بیخانمانی، در بدری
وگانگارد، ولگردی، بیخانمانی، در بدری
بی خانمان
بی خانمان، بی خانه