11432 مدخل
appear, emerge, figure
see
ocular, ophthalmic
optic
boomerang
سلام في
F.I.S.C.، اموال ضبط شده، خزانه داری پادشاهی، خزانه کشور
چشم به چشم نگاه کن
ماکروسکوپیک، نمودار به چشم، درشت نمود
تو یک چشم به هم زدن
چشمی، بصری، باصرهای، وابسته به دید چشم
خط دید، مسیر دید، خطی که قرنیه چشم را به نقطه ثابتی وصل نماید