25 مدخل
best, optimal, optimum
optimal
optimization
optimize
cruise
بهینه سازی، بهینه ساختن، خوش بین بودن، بهین ساختن
بهینه
بهینه کننده
بهینه، حالت مطلوب، مقدار مطلوب، درجه لازم