146 مدخل
excellence, fine
paramedic
behemoth
best, optimal, optimum
optimal
فید، سیخ، میله حائل، براز، با میله نگهداشتن
fidibus
کج کردن با
fidepromissor
fideicommission
بی نظمی، بی قراری، بخودپیچی، لول خوری، بی قرار بودن، ناراحت بودن
بهیا بلانکا
بهینه سازی، بهینه ساختن، خوش بین بودن، بهین ساختن
بهینه
بهینه کننده