49 مدخل
giddy
overtake
به، بهوش اوردن، بحال آوردن
منتظر، بهوا راندن، بحرکت دراوردن، روی هوا یا آب شناور ساختن
احیا، بهوش اوری
ناراحت، سر بهوا، گیج
توزیع، سر بهوا، گیج