52 مدخل
reputable
fame, honor, reputation
normal, right
normal
normalize
fikery
fikie
fiked
پیاده روی
فیک
خط خطی، بهنژادی
صدای جیغ کشیدن، نا بهنگام وزیدن، سوت زدن
تکان داد، نا بهنگام وزیدن، سوت زدن
timeliest، بموقع، بهنگام، بجا
بدبختی، بی موقع، نا بهنگام