149 مدخل
debit, debt, score, liabilities
arrears
owe
bad debt
بدهی عمومی
بنده
بدهی، حساب بدهی، در ستون بدهی گذاشتن، بدهکار کردن، پای کسی نوشتن
بندها، برده، کفیل، غلام، ضامن
بدهی