bieldingدیکشنری انگلیسی به فارسیبردباری، شیر کردن، تشجیع کردن، شهامت دادن، شجاع شدن، دفاع کردن، مسکن گزیدن
kitesدیکشنری انگلیسی به فارسیبادبادک ها، بادبادک، بادبادک کاغذ هوایی غلیوا، غلیواج، زغن، ادم درنده خو، دغل باز، ادم متقلب، پرواز بلند، پرواز کردن، سفته بازی کردن