flustersدیکشنری انگلیسی به فارسیفلاورز، دست پاچه کردن، گیج کردن، گرم شدن کله، اشفتن، مضطرب کردن، عصبانی کردن
flusterدیکشنری انگلیسی به فارسیفلاور، دست پاچگی، سراسیمگی، دست پاچه کردن، گیج کردن، گرم شدن کله، اشفتن، مضطرب کردن، عصبانی کردن
flusteringدیکشنری انگلیسی به فارسیسرخورده، دست پاچه کردن، گیج کردن، گرم شدن کله، اشفتن، مضطرب کردن، عصبانی کردن