502 مدخل
agitation, disorder, putsch, riot, trouble, unrest
ruction
riotous
riot
seditious
بلو بلوط هولی
بلوغ، نو جوانی، دوره جوانی، دورهء شباب
بلوط، لکه دار کردن یا شدن
بلوف، توپ زدن، حریف را از میدان در کردن
بلوط سفید