45 مدخل
bolt, consume, devour, engorge, gobble, gulp, ingest, swallow, wolf
mucous
phlegm
تخته سنگ
خستگی
گول زدن
بلعیدن
بلعیدن، پرتلالوء، جسته جسته برق زدن، برق زدن، درخشیدن، ساطع شدن
بلومینگتون
بلغمی
بلعیدن انبار