rhetoricدیکشنری انگلیسی به فارسیلفاظی، فصاحت و بلاغت، علم معانی بیان، قدرت نطق و بیان، علم سجع، علم بدیع، خطابت، معانی بیان، وابسته بعلم بدیع یا معانی بیان
oratoryدیکشنری انگلیسی به فارسیروحانی، فصاحت و بلاغت، فن خطابه، فصاحت، سخن پردازی، شیوهسخنرانی، علم بدیع، خوش زبانی، سخن سرایی، عبارت سازی
oratoriesدیکشنری انگلیسی به فارسیاوراق قرضه، فصاحت و بلاغت، فن خطابه، فصاحت، سخن پردازی، شیوهسخنرانی، علم بدیع، خوش زبانی، سخن سرایی، عبارت سازی