6 مدخل
جادوگر، شکل قیفی داشتن، باریک شدن
تونل زنی، نقب زدن، تونل ساختن
funnellike
flannel
سوختن، سوخت گیری کردن، تحریک کردن، تجدید نیرو کردن
fanneling