بعددیکشنری فارسی به انگلیسیafter, ahead, following, dimension, distance, next, perspective, then, later
funnelsدیکشنری انگلیسی به فارسیفریزر، قیف، دودکش، بادگیر، عضو یا اندام قیفی شکل، شکل قیفی داشتن، باریک شدن