61 مدخل
caulk, filler, putty, underlay
primer
prime
prime, putty
caulker
بمونه
بونهلت
بتونه، بخشیدن، توصیح کردن، واگذاردن، رفتن، صرف نظر کردن
بتونه
بتونه، دلالت کردن بر، حاکی بودن از