80 مدخل
perforce
dragooned، بزور شکنجه بکاری واداشتن، سواره نظام را هدایت کردن
مجازات، بزور وادار کردن، ناگزیر کردن
خراب شده، بزور پیش بردن، فرو کردن، دفع کردن
خراب می شود، بزور پیش بردن، فرو کردن، دفع کردن
متاسفانه، بزور پیش بردن، فرو کردن، دفع کردن