56 مدخل
crime, guilt
misdemeanor
criminology
criminal, convict, delinquent, guilty
felon
desperado
بزهکاری، تخلف، کوتاهی، قصور، تقصیر
بزهکار، متخلف، خاطی، مرتکب جنایت یا جنحه، مقصر
بزهکار، متخلف، خاطی، مرتکب جنایت یا جنحه، مقصر، غفلت کار
بزها، ریش بزی