gatesدیکشنری انگلیسی به فارسیدروازه ها، دروازه، گیت، دریچه، باب، مدخل، ورودیه، در بزرگ، دریجه سد، وسایل ورود
growingدیکشنری انگلیسی به فارسیدر حال رشد، بزرگ شدن، رشد کردن، شدن، روییدن، کاشتن، بالیدن، رستن، سبز شدن، زیاد شدن، ترقی کردن، گشتن، رویانیدن، برزگ شدن، سبز کردن، عمل امدن