9 مدخل
adult, grown-up
maturity
بدن بزرگسال
بالغ، بزرگسال، بزرگ، کبیر، به حد رشد رسیده، با وقار
بزرگسالان، بزرگسال
بزرگسالی، پدر بزرگ، جد، پیر مرد
بزرگسالی