برگزیدندیکشنری فارسی به انگلیسیappoint, choose, constitute, cull, excerpt, make, mark , opt, pick, select, single, take, tap
pickedدیکشنری انگلیسی به فارسیبرداشت، برگزیده، انتخاب شده، نوک تیز، لخت، نوک دار، پاک کرده، پوست کنده، کلنگ خورده، عمدی، خار دار