برطرف کردندیکشنری فارسی به انگلیسیcorrect, dissolve, obviate, rectify, redress, resolve, satisfy, settle, stay
extirpatesدیکشنری انگلیسی به فارسیبرطرف می شود، ازبن کندن، بکلی نابود کردن، از بین بردن، ریشه کن کردن