79 مدخل
range
ambit, carry, compass, range, reach, rifle range, shot, win, winning
field
Pyrrhic victory
outreach
برد کنترل
برد کوتاه، کوتاهمدت، نزدیک برد
دوست برد، اماده کردن، از بشکه ریختن، طرح کردن، فرا خواندن
پیش برد