142 مدخل
customarily
according
haphazard, incidentally
prioritize
ad valorem
hourly
سفارشی، رسم، سنت، عرف، مرسوم، عادت، خوی، حقوق گمرکی، برحسب عادت
تناژ، گنجایش کشتی برحسب تن، تن شماری، برحسب شماره تن، بارگیر
بی وقفه، برحسب تصادف، اتفاقی، تصادفی
ضربه یا دست، برحسب تصادف، اتفاقا، تصادفا
مسافت پیموده شده، سنجش برحسب میل