145 مدخل
according
haphazard, incidentally
prioritize
ad valorem
hourly
customarily
تناژ، گنجایش کشتی برحسب تن، تن شماری، برحسب شماره تن، بارگیر
بی وقفه، برحسب تصادف، اتفاقی، تصادفی
ضربه یا دست، برحسب تصادف، اتفاقا، تصادفا
مسافت پیموده شده، سنجش برحسب میل
فیلم ها، طول چیزی برحسب فوت، مقدار فیلم بفوت