forدیکشنری انگلیسی به فارسیبرای، زیرا که، چون که، بخاطر، برای اینکه، مربوط به، در مدت، بمنظور، در برابر، در مقابل، بجهت، بجای، از طرف، بواسطه، به بهای، برله، بقدر، بطرفداری از
hold overدیکشنری انگلیسی به فارسینگه داشتن بیش از، به تصرف ملک ادامه دادن، ادامه دادن، برای اینده نگاه داشتن
towardدیکشنری انگلیسی به فارسیبه سمت، اینده، نسبت به، بسوی، بطرف، در راه، نزدیک به، در باره، روی، برای