برانداختندیکشنری فارسی به انگلیسیabolish, exterminate, extinguish, extirpate, hurl, overthrow, overturn, uproot
برانگیختندیکشنری فارسی به انگلیسیabet, arouse, draw, egg, excite, motivate, foment, goad, incite, irritate, kindle, pique, prompt, provoke, quicken, raise, rouse, spur, stimulate, stir
overthrowsدیکشنری انگلیسی به فارسیسرنگون شد، سرنگونی، انقراض، سرنگون کردن، بر انداختن، بهم زدن، منقرض کردن، مضمحل کردن
exterminateدیکشنری انگلیسی به فارسینابود کردن، دفع افات کردن، منهدم کردن، منقرض کردن، بکلی نابود کردن، خرد کردن، بر انداختن
overturnدیکشنری انگلیسی به فارسیسرنگونی، واژگونی، واژگون کردن، چپه کردن یا شدن، مضمحل کردن، بر انداختن