795 مدخل
disreputable, infamous, notorious, trash
stigmatize
smear
scuzzy
dive
defamation
fn
بدخیم، بد نام کردن، بدخواهی کردن
تقلید، بد نام کردن
بدخیم است، بد نام کردن، بدخواهی کردن
تقبیح شده، بد نام کردن، خوار کردن
دروغ گفتن، بد نام کردن، خوار کردن