74 مدخل
debtor, indebted, owing
fly-by-night
embarrass
debit
quits
بدهکار، بدهکار بودن، مدیون بودن، مرهون بودن، دارا بودن
بدهکار است، بدهکار بودن، مدیون بودن، مرهون بودن، دارا بودن
بدهکار
بدهکار، مدیون، ستون بدهکار