amelioratesدیکشنری انگلیسی به فارسیبهبود می بخشد، بهتر شدن، بهتر کردن، اصلاح کردن، چاره کردن، بهبودی یافتن
automaticalدیکشنری انگلیسی به فارسیخودکار، خود بخود، دستگاه خودکار، مربوط به ماشینهای خودکار، خود کار، غیر ارادی