averredدیکشنری انگلیسی به فارسیaverred، بطور قطع اظهار داشتن، از روی یقین گفتن، اثبات کردن، تصدیق کردن، بحق دانستن
averringدیکشنری انگلیسی به فارسیaverring، بطور قطع اظهار داشتن، از روی یقین گفتن، اثبات کردن، تصدیق کردن، بحق دانستن
aversدیکشنری انگلیسی به فارسینگرانی، بطور قطع اظهار داشتن، از روی یقین گفتن، اثبات کردن، تصدیق کردن، بحق دانستن
averدیکشنری انگلیسی به فارسیهردو، بطور قطع اظهار داشتن، از روی یقین گفتن، اثبات کردن، تصدیق کردن، بحق دانستن