22 مدخل
عقب ماندگی، بتعویق انداختن، تاخیر کردن، کند ساختن
بازپرداخت، مجازات کسی را بتعویق انداختن
بازپرداخت شد، مجازات کسی را بتعویق انداختن
عقب مانده، دیر کار، بتعویق انداختن، تاخیر کردن، کند ساختن
عقب ماندگی، دیر کار، بتعویق انداختن، تاخیر کردن، کند ساختن