pumpedدیکشنری انگلیسی به فارسیپمپ شده، با تلمبه خالی کردن، با تلمبه باد کردن، تلمبه زدن، سر و گوش آب دادن
pumpingدیکشنری انگلیسی به فارسیپمپاژ، با تلمبه خالی کردن، با تلمبه باد کردن، تلمبه زدن، سر و گوش آب دادن
blustersدیکشنری انگلیسی به فارسیبلسترها، باد مهیب و سهمگین، توپ زدن، پرسروصدا بودن، با سختی و شدت و سر و صدا وزیدن